عشق چیز مشکلیه الان چندروزه هیچی برام مهم نیست و حتی به هیچ چیز فکر نمیکنم و فقط منتظر زمانم که بگذره و همه چی همینطوربره جلو یکشنبه هفته پیش دیدمش و دوروز بعد رفت یزد و تا الان حتی دو کلام حرف درست باهم نزدیم حس میکنم به جای اینکه همه چی باکار کردنش تویزد درست شه هرروز داره خرابتر میشه و اینکه به جای بهم رسیدن داریم از هم جدا میشیم راستش هیچ حسی به این اتفاقام ندارم.ازش ناراحتم دلخورم ولی مهم نیست میخام یکی یکی هدفامو تیک بزنم و این دوست داشتن و عاقبتش سپردم بخدا.خسته ام ازبحث کشمکش هی خودمو بهش یاداوری کردن خدایا واقعا خسته ام و واقعا نمیدونم باید چه کنم تو خدایی میدونی چکارکنی که به صلاح جفتمون باشه سپردم به خودت. منم میرم دنبال کارا و هدف هایی که میدونم باید چکارکنم.و باکمک خودت به یکی یکی هدفام میرسم ان شاالله

برچسب:
نویسنده: پارسا قنبری